الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )
354
غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )
آن ضرب مىباشد فقط از آن خصوصيت خاصى كه همان ماده باشد فهميده مىشود و هيچگونه دلالتى بر خصوصيات ديگر از قبيل زمان يا ديگر خصوصيات ندارد . اما بحسب هيئت هم دلالت بر زمان ندارد زيرا هيئت فقط اين مطلب را مىرساند كه فلان ماده به ذات نسبت دارد و هيچگونه دلالتى بر زمان ندارد . بايد بگوئيم كه دلالت نداشتن ماده و هيئت افعال بر زمان ، مخصوص به فعل خاصى مانند امر و نهى نيست بلكه همه افعال اعم از خبرى مانند ماضى و مضارع و انشائى مانند امر و نهى اينگونهاند . « 1 »
--> ( 1 ) - همچنين با بيان زير ادعاى نحويين باطل مىشود : اگر زمان داخل در موضوع له افعال باشد ما نمىتوانيم فعل امر را استعمال كنيم زيرا اگر منظور از افعال امر ، ايجاد آن فعل در زمان تكلم باشد ، مكلف قدرت امتثال ندارد زيرا در آن زمان ، تازه مكلف علم پيدا كرده و امتثال بعد از آن زمان مىباشد پس بايد امر در غير زمان تكلم مد نظر باشد . حال اگر منظور زمان گذشته باشد باز مكلف قدرت امتثال ندارد زيرا مكلف قدرت امتثال امر گذشته را ندارد پس ناچارا بايد زمان آينده لحاظ شود اما بايد بگوئيم امتثال در زمان آينده هم مقدور نيست زيرا ما هر زمانى كه بعد از زمان تكلم باشد را در نظر بگيريم بايد مقيد به آينده باشد كه امكان ندارد پس لا محالة بايد قائل باشيم كه فعل دلالت بر زمان ندارد تا مخدور فوق لازم نيايد .